هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، فراق و رنج‌های دل است. او از خاطرات گذشته، جفاهای معشوق و حسرت‌هایش می‌گوید و در عین حال، به امید و راهی برای رسیدن به معشوق اشاره می‌کند. ویرانی دل و نیاز به نگاهی برای تعمیر آن نیز از مضامین اصلی شعر است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اصطلاحات پیچیده شعری، برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و تجربه عاطفی بیشتری نیاز دارد.

شماره ۴۰۱ - شبم در کلبة دل ماهتاب از یاد ماهی بود

شبم در کلبة دل ماهتاب از یاد ماهی بود
تمنّای دو چشمم توتیای خاک راهی بود ۱

نبود آن قوّتم از ناتوانی‌های دل، ورنه
خرابی دو عالم از دلم در بند آهی بود ۲

خوشا عهدی که با من هر جفا کان تندخو می‌کرد
جفای دیگر از بهر تلافی عذرخواهی بود ۳

سیه بود ارچه روزم عمرها از هجر رخساری
ولی چشمم سفید از حسرت زلف سیاهی بود ۴

خرابی یافت راهی در دلم چون ملک بی‌صاحب
خوشا عهدی که در ملک دلم غم پادشاهی بود ۵

چو از بتخانه سوی کعبه برگشتم یقینم شد
که تا سر منزل جانان از اینجا نیز راهی بود ۶

خرابم گرچه فیّاض از نگاهی کرد آن بدخو
ولی تعمیر این ویرانه هم کار نگاهی بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - آنکه کارش به اسیران همه بیدادی بود
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.