هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناتوانی در بیان احساسات و رنجهای درونی خود سخن میگوید. او از بسته بودن زبانش، دلآزردگیهای روحی، و ناامیدی از رسیدن به خواستهها مینویسد. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق، دین، و حسرت اشاره میکند و از آشفتگی و پریشانی خود در برابر مشکلات زندگی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و دلآزردگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۳۳ - چو بلبل خاطرم از گفتن بسیار نگشاید
چو بلبل خاطرم از گفتن بسیار نگشاید
زبان بستم که قفل سینه از گفتار نگشاید ۱
ز دین برگشته را از کفر هم کامی نشد حاصل
گره کز سبحه در دل ماند از زنّار نگشاید ۲
نسیمت گر به گلشن وا کند دکّان عطّاری
ز خجلت غنچه رخت خویشتن از بار نگشاید ۳
پریشان خودم دارد سر زلفی که از غیرت
متاع خویش در هر کوچه و بازار نگشاید ۴
به این آشفتگیها همّت فیّاض را نازم
که یک ساعت گره از گوشة دستار نگشاید ۵
زبان بستم که قفل سینه از گفتار نگشاید ۱
ز دین برگشته را از کفر هم کامی نشد حاصل
گره کز سبحه در دل ماند از زنّار نگشاید ۲
نسیمت گر به گلشن وا کند دکّان عطّاری
ز خجلت غنچه رخت خویشتن از بار نگشاید ۳
پریشان خودم دارد سر زلفی که از غیرت
متاع خویش در هر کوچه و بازار نگشاید ۴
به این آشفتگیها همّت فیّاض را نازم
که یک ساعت گره از گوشة دستار نگشاید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۲ - وفاداری از آن ترک شکار افکن نمیآید
گوهر بعدی:شماره ۴۳۴ - عمدا اگر به یاد تو مشکل توان رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.