هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غنایی است که در آن شاعر از انتظار، دوری و فراق یار سخن میگوید و از درد هجران و سیاهی روزگار شکایت میکند. همچنین، به زیباییهای طبیعت مانند بهار و بلبل اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و سیاهی روزگار نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۴۴۴ - بر سر شیشه نبود پنبه، که بیروی یار
بر سر شیشه نبود پنبه، که بیروی یار
چشم صراحی سفید گشت ز بس انتظار ۱
قرب وی و بعد من چیست چو با هم شدیم
ما و سر زلف او هر دو سیه روزگار ۲
کوی تو بگذارد و جای کند در بهشت
هر که نفهمید ننگ، هر که ندانست عار ۳
بهر شکار دلِ کیست که با صد فریب
دام سیه کرده باز طرّة پرتاب یار؟ ۴
فصل خط یار شد نالة فیّاض کو!
مستی بلبل خوش است خاصه به وقت بهار ۵
چشم صراحی سفید گشت ز بس انتظار ۱
قرب وی و بعد من چیست چو با هم شدیم
ما و سر زلف او هر دو سیه روزگار ۲
کوی تو بگذارد و جای کند در بهشت
هر که نفهمید ننگ، هر که ندانست عار ۳
بهر شکار دلِ کیست که با صد فریب
دام سیه کرده باز طرّة پرتاب یار؟ ۴
فصل خط یار شد نالة فیّاض کو!
مستی بلبل خوش است خاصه به وقت بهار ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۳ - در دل ز بس به عشق تو غمها شود لذیذ
گوهر بعدی:شماره ۴۴۵ - باز هر سو موج ابری جلوهگر دارد بهار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.