هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از درد و غم عشق سخن میگوید که در دل شاعر به لذتی شیرین تبدیل شده است. شاعر از دشمنیها و جفاهای روزگار نیز یاد میکند، اما همهی این رنجها را با عشق و امید به فردایی بهتر تحمل میکند. او از تمنا، شوق و حسرت نیز میگوید که همه در کنار هم طعمی لذیذ به زندگی میبخشند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق نیاز به درک عمیقتری از زندگی و احساسات دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۴۴۳ - در دل ز بس به عشق تو غمها شود لذیذ
در دل ز بس به عشق تو غمها شود لذیذ
ترسم به کام من غم دنیا شود لذیذ ۱
در دادهایم تن به جفاهای روزگار
دشمن چو شد غیور مدارا شود لذیذ ۲
امروز مینماید اگر صبر ناگوار
این شوربا به کام تو فردا شود لذیذ ۳
لب را به خندهای نمکین تر کن آن قدر
کاین نیمرس کباب دل ما شود لذیذ ۴
با این هوس فریب نگاهی که مرتراست
در کام دل مباد تمنّا شود لذیذ ۵
یک آن قدر ز پرده برونآ که شوق را
در حسرت تو ذوق تماشا شود لذیذ ۶
از بیکسی ز صحبت فیّاض خوشدلیم
تلخابه گاه در ره صحرا شود لذیذ ۷
ترسم به کام من غم دنیا شود لذیذ ۱
در دادهایم تن به جفاهای روزگار
دشمن چو شد غیور مدارا شود لذیذ ۲
امروز مینماید اگر صبر ناگوار
این شوربا به کام تو فردا شود لذیذ ۳
لب را به خندهای نمکین تر کن آن قدر
کاین نیمرس کباب دل ما شود لذیذ ۴
با این هوس فریب نگاهی که مرتراست
در کام دل مباد تمنّا شود لذیذ ۵
یک آن قدر ز پرده برونآ که شوق را
در حسرت تو ذوق تماشا شود لذیذ ۶
از بیکسی ز صحبت فیّاض خوشدلیم
تلخابه گاه در ره صحرا شود لذیذ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۲ - کجا رویم که ما را تو ملجایی و ملاذ
گوهر بعدی:شماره ۴۴۴ - بر سر شیشه نبود پنبه، که بیروی یار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.