هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق به می و میخانه سخن میگوید و از اینکه به خاطر این عشق مورد سرزنش قرار گرفته است، اما همچنان به آن پایبند است. او از لذت نوشیدن شراب و همصحبتی با ساغر میگوید و آرزو میکند که همیشه در این حال باقی بماند.
رده سنی:
18+
متن به موضوعاتی مانند شراب و میگساری اشاره دارد که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست. همچنین، استفاده از استعارههای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۴۵۰ - به جرم اینکه لب یار شد مسخّر ساغر
به جرم اینکه لب یار شد مسخّر ساغر
خوریم خون صراحی به کاسة سر ساغر ۱
به راه کعبة میخانهها پیاده خرامم
به شکر آنکه لبی تر کنم ز کوثر ساغر ۲
چو شیشه خون من ار محتسب به خاک بریزد
دمی چو موج نخواهم گذشتن از سر ساغر ۳
مرا خدای به تردامنان باده رساند
به اشک گرم صراحّی و دیدة تر ساغر ۴
همان به است که بیرون زنی ز میکده فیّاض
مباد تر شوی از خندة مکرّر ساغر ۵
خوریم خون صراحی به کاسة سر ساغر ۱
به راه کعبة میخانهها پیاده خرامم
به شکر آنکه لبی تر کنم ز کوثر ساغر ۲
چو شیشه خون من ار محتسب به خاک بریزد
دمی چو موج نخواهم گذشتن از سر ساغر ۳
مرا خدای به تردامنان باده رساند
به اشک گرم صراحّی و دیدة تر ساغر ۴
همان به است که بیرون زنی ز میکده فیّاض
مباد تر شوی از خندة مکرّر ساغر ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۹ - لب گرم شکوه بود که گردید دیدهتر
گوهر بعدی:شماره ۴۵۱ - زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.