هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای ناشنیده و عمیق خود میگوید. او از عشق، تنهایی و رنجهای زندگی سخن میگوید و احساس میکند که در تنگنای هستی گرفتار شده است. تصاویری مانند آهوی رمیده، پشت خمیده و جگر مکیدن نشاندهندهی رنج و فرسودگی است. شاعر آرزو میکند که از این وضعیت فرار کند و به آرامش برسد.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند رنج وجودی، فرسودگی و پیری نیاز به درک و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر قابل فهم است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و لحن غمگین ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۴۹ - لب گرم شکوه بود که گردید دیدهتر
لب گرم شکوه بود که گردید دیدهتر
شد ناشنیده شکوة ما ناشنیدهتر ۱
گفتیم چشم او به فسون رام ما شود
این آهوی رمیده دگر شد رمیدهتر ۲
واماندگان ناله ز دنبال میرسند
ای آه، گرم کرده عنان را کشیدهتر ۳
در تنگنای هستی خود ما خزیدهایم
گر ممکن است خواهم ازین هم خزیدهتر ۴
تا کی مکیدن جگر خویش، بعد ازین
خواهم لب تو از جگر خود مکیدهتر ۵
پر شورش است عرصه همانا که بوده است
زین پیش بزم هستی ازین آرمیدهتر ۶
فیّاض ضعف پیری و بار گران عشق
پشتِ خمیده پشتِ کمانی خمیدهتر ۷
شد ناشنیده شکوة ما ناشنیدهتر ۱
گفتیم چشم او به فسون رام ما شود
این آهوی رمیده دگر شد رمیدهتر ۲
واماندگان ناله ز دنبال میرسند
ای آه، گرم کرده عنان را کشیدهتر ۳
در تنگنای هستی خود ما خزیدهایم
گر ممکن است خواهم ازین هم خزیدهتر ۴
تا کی مکیدن جگر خویش، بعد ازین
خواهم لب تو از جگر خود مکیدهتر ۵
پر شورش است عرصه همانا که بوده است
زین پیش بزم هستی ازین آرمیدهتر ۶
فیّاض ضعف پیری و بار گران عشق
پشتِ خمیده پشتِ کمانی خمیدهتر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۸ - چون غنچهام دلی است ولی کار بستهتر
گوهر بعدی:شماره ۴۵۰ - به جرم اینکه لب یار شد مسخّر ساغر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.