هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از بیوفایی و بیتوجهی معشوق رنج میبرد. شاعر از ویرانی دل، بیگانگی، و امیدهای بربادرفته سخن میگوید و با تصاویری مانند شعله و پروانه، خمخانه و مستی، و سبزه و آفت، احساسات خود را به تصویر میکشد. در نهایت، شعر به دیوانگی و عشق بیپایان شاعر اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۶۲ - ویران دل و تو در دل ویرانهای هنوز
ویران دل و تو در دل ویرانهای هنوز
این خانه شد خراب و تو در خانهای هنوز ۱
ما را به آشنائیت امید طرفه بود
بیگانه هم شدیم و تو بیگانهای هنوز ۲
آخر گمان صبر ز ما از دلت نرفت
معلوم میشود که چه جانانهای هنوز ۳
یک سوختن جزای محبّت نمیشود
ای شعله در تلافی پروانهای هنوز ۴
در غارت نظاره چه از حسن کم شود
عالم به جرعه مست و تو خمخانهای هنوز ۵
ای سبزة دیار محبت چه آفت است
عالم تمام سبز و تو دردانهای هنوز ۶
فیّاض حرف وصل دلیرانه میزنی
معلوم میشود که تو دیوانهای هنوز ۷
این خانه شد خراب و تو در خانهای هنوز ۱
ما را به آشنائیت امید طرفه بود
بیگانه هم شدیم و تو بیگانهای هنوز ۲
آخر گمان صبر ز ما از دلت نرفت
معلوم میشود که چه جانانهای هنوز ۳
یک سوختن جزای محبّت نمیشود
ای شعله در تلافی پروانهای هنوز ۴
در غارت نظاره چه از حسن کم شود
عالم به جرعه مست و تو خمخانهای هنوز ۵
ای سبزة دیار محبت چه آفت است
عالم تمام سبز و تو دردانهای هنوز ۶
فیّاض حرف وصل دلیرانه میزنی
معلوم میشود که تو دیوانهای هنوز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۱ - نگشتم ایمن ازین چرخ کینهخواه هنوز
گوهر بعدی:شماره ۴۶۳ - قدر درویشی نمیدانی به سلطانی گریز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.