هوش مصنوعی: این شعر به مفاهیمی همچون ناپایداری دنیا، غم و اندوه، عشق، پاکی و ناپاکی می‌پردازد. شاعر از سیلی که به گردون می‌زند به عنوان نمادی از تغییر و نابودی یاد می‌کند و دنیا را مشتی خاشاک در برابر این سیلاب می‌داند. او به عشق به عنوان مفهومی فانی و نیازمند پاکی اشاره می‌کند و در نهایت بیان می‌کند که فهم این سخن در گرو ادراک است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناپایداری دنیا و غم‌انگیزی هستی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

شماره ۴۶۴ - هستی دنیا و بال جان غمناکست و بس

هستی دنیا و بال جان غمناکست و بس
نعمت آسودگی در خلوت خاکست و بس ۱

موج دریای فنا سیلی به گردون می‌زند
پیش این سیلاب عالم مشت خاشاکست و بس ۲

هیچ کس را در جهان جز دامن آلوده نیست
دامن پاکی که دیدم دامن خاکست و بس ۳

ما شهادت دوستان در بند کاکل نیستیم
آنچه از ما می‌برد دل زلف فتراکست و بس ۴

منّتی بر ما ندارد سایة ابر بهار
کشت ما پروردة مژگان نمناکست و بس ۵

هر صفایی حسن نبود، هر هوایی عشق نیست
عشق چشم پاک و خوبی دامن پاکست و بس ۶

یک سخن فیّاض گفتم: عشق فانی گشتن است
لیک فهم این سخن در بند ادراکست و بس ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶۳ - قدر درویشی نمی‌دانی به سلطانی گریز
گوهر بعدی:شماره ۴۶۵ - بس که نالیدم نه قوّت ماند در من نه نفس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.