هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و افسوس شاعر از گذر عمر و عدم بهره‌برداری از لحظات زندگی است. شاعر از عشق، ناامیدی، امید و گذر زمان سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که با وجود همه تلاش‌ها، نتوانسته از زندگی لذت ببرد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، مضامین حسرت و گذر زمان ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

شماره ۴۹۳ - شد عمر صرف کار و نکردیم هیچ حظّ

شد عمر صرف کار و نکردیم هیچ حظّ
خوش رفت روزگار و نکردیم هیچ حظّ ۱

باد مراد آفت ما شد درین محیط
رفتیم بر کنار و نکردیک هیچ حظّ ۲

جستیم بهر سوختن از عشق یک شرار
دوزخ شد این شرار و نکردیم هیچ حظّ ۳

حظّی است اضطراب نوید قدوم یار
غافل رسید یار و نکردیم هیچ حظّ ۴

گفتیم در بهار توان دادِ عیش داد
کردیم صد بهار و نکردیم هیچ حظّ ۵

بی‌رونقی بود مزة کار و بار عشق
رونق گرفت کار و نکردیم هیچ حظّ ۶

گفتیم نخل عمر مگر بار نو دهد
دردا که ریخت بار و نکردیم هیچ حظً ۷

عشقست و ناامیدی و صد عیش جاودان
گشتیم امیدوار و نکردیم هیچ حظّ ۸

امشب که بود حرف تو فیّاض در میان
طی شد سخن هزار و نکردیم هیچ حظّ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۹۲ - سخن به وادی انصاف کرده راه غلط
گوهر بعدی:شماره ۴۹۴ - چون شوقم از اضطراب محظوظ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.