هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن می‌گوید. او از دیدن زلف جانان و تأثیر آن بر خود می‌سراید، همچنین از بی‌قراری و پریشانی شبانه‌اش یاد می‌کند. شاعر به ذوق اسلام و دینی که در کافرستان دیده اشاره دارد و در نهایت از ارزش بالای جانان و ارزان بودن آن در مقابل عشق می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌های پیچیده و مضامین عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۵۲۰ - دی صبا را همنشین زلف جانان دیده‌ام

دی صبا را همنشین زلف جانان دیده‌ام
دوش ازین سودا بسی خواب پریشان دیده‌ام ۱

بر مثال حلقة زنجیرِ زلف مهوشان
چشم تا وا کرده‌ام بر روی جانان دیده‌ام ۲

می شوم دیوانه زنجیرم کنید ای دوستان
دوش دست زلف را در گردن جان دیده‌ام ۳

ذوق اسلام از دل اهل عبادت می‌برد
دین و آیینی که من در کافرستان دیده‌ام ۴

می‌دهم جان در بها فیّاض و جانان می‌خرم
این متاع قیمتی را سخت ارزان دیده‌ام ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۱۹ - مرد عشقم گر چه خود را در هوس پیچیده‌ام
گوهر بعدی:شماره ۵۲۱ - وقت آن شد کز لب دل گل کند تبخاله‌ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.