هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و مستی سخن میگوید و از زیبایی و جذابیت معشوق خود تعریف میکند. او از شراب و میگساری به عنوان نمادی از عشق و شور استفاده میکند و به تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عشق و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادهای شراب و میگساری ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۱۴۴ - آن مستی تو دوش ز پیمانهٔ که بود
آن مستی تو دوش ز پیمانهٔ که بود
چندین شراب در خم و خمخانهٔ که بود ۱
ای مرغ زود رام که آورد نقل و می
دام فریب آب که و دانهٔ که بود ۲
روشن بسان آتش حسنت می که شد
شمعت زبانه کش پی پروانهٔ که بود ۳
آوازهات به مستی و رندی بلند شد
افشای آن ز نعرهٔ مستانهٔ که بود ۴
وحشی چه پرسش است که شد با که آشنا
خود گو که او به غیر تو بیگانه که بود ۵
چندین شراب در خم و خمخانهٔ که بود ۱
ای مرغ زود رام که آورد نقل و می
دام فریب آب که و دانهٔ که بود ۲
روشن بسان آتش حسنت می که شد
شمعت زبانه کش پی پروانهٔ که بود ۳
آوازهات به مستی و رندی بلند شد
افشای آن ز نعرهٔ مستانهٔ که بود ۴
وحشی چه پرسش است که شد با که آشنا
خود گو که او به غیر تو بیگانه که بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۳۲
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۳ - بود آن وقتی که دشنام تو خاطر خواه بود
گوهر بعدی:غزل ۱۴۵ - دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.