هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و اندوه خود میگوید که مانند داغ لاله بر چشمش نشسته است. بوی گل او را پریشان کرده و در آغوش باغ جای نمیگیرد. گل امیدش به مرهمی برای دردهایش تبدیل شده است. او از دشمنی درد با درمان میگوید و ترس از گمگشتگی دارد. شبهایش مانند پروانه و بلبل در بزم است، اما از دیر آمدن و پایان عمر میترسد. او احساس میکند که چیزی برایش باقی نمانده و سایبانی از پر زاغ بر سرش است. در نهایت، از لطف و بخشش هما (نماد خوشبختی) میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده مانند 'داغ لاله'، 'مرهم سبل'، و 'هما' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۶۸ - ز داغ لاله چشم آمد به داغم
ز داغ لاله چشم آمد به داغم
ز بوی گل پریشان شد دماغم ۱
گل امید از بالندگیها
نگنجد تنگ در آغوش باغم ۲
چه خصمی بود بادردم دوا را
که مرهم شد سَبَل در چشم داغم ۳
درین گمگشتگی ترسم که گیرند
ز آواز پر عنقا سراغم ۴
شبم پروانه بلبل بود در بزم
که کرد این روغن گل در چراغم؟ ۵
تو دیر آیی و ترسم باده عمر
نمیباقی نماند در ایاغم ۶
چه منت از هما فیّاض کز بخت
به سر بس سایبان پرِّ زاغم ۷
ز بوی گل پریشان شد دماغم ۱
گل امید از بالندگیها
نگنجد تنگ در آغوش باغم ۲
چه خصمی بود بادردم دوا را
که مرهم شد سَبَل در چشم داغم ۳
درین گمگشتگی ترسم که گیرند
ز آواز پر عنقا سراغم ۴
شبم پروانه بلبل بود در بزم
که کرد این روغن گل در چراغم؟ ۵
تو دیر آیی و ترسم باده عمر
نمیباقی نماند در ایاغم ۶
چه منت از هما فیّاض کز بخت
به سر بس سایبان پرِّ زاغم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۷ - بغل بر هم نمیآید ز ذوق آن برو دوشم
گوهر بعدی:شماره ۵۶۹ - نه بهر آنکه عالم بر دلم تنگست مینالم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.