هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق سخن میگوید. او از ناتوانی در بیان احساسات، رنج شبهای دوری، و بیقراری در فراق مینالد. همچنین، از ناامیدی و احساس بیپناهی در برابر بیداد معشوق و ناتوانی در رهایی از عشق او صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۵۷۵ - جا در دل پاک تو نمودن نتوانم
جا در دل پاک تو نمودن نتوانم
چون گرد بر آن آینه بودن نتوانم ۱
مژگان شکند خار به چشمم شب دوری
گر بخت شوم بیتو غنودن نتوانم ۲
بر چهره اگر گرد ملالی ننشیند
رخساره به آیینه نمودن نتوانم ۳
شد خاک سرم در ره بیداد تو ای وای
از خرمن حسن تو ربودن نتوانم ۴
چون کاهربا گشتهام، اما پر کاهی
از خرمن حسن تو ربودن نتوانم ۵
ذوق سفرم گرم چنان کرده که دیگر
گر یار کند وعده که بودن، نتوانم ۶
فیّاض اگر صیقف دیدار نباشد
زآیینة دل زنگ زدودن نتوانم ۷
چون گرد بر آن آینه بودن نتوانم ۱
مژگان شکند خار به چشمم شب دوری
گر بخت شوم بیتو غنودن نتوانم ۲
بر چهره اگر گرد ملالی ننشیند
رخساره به آیینه نمودن نتوانم ۳
شد خاک سرم در ره بیداد تو ای وای
از خرمن حسن تو ربودن نتوانم ۴
چون کاهربا گشتهام، اما پر کاهی
از خرمن حسن تو ربودن نتوانم ۵
ذوق سفرم گرم چنان کرده که دیگر
گر یار کند وعده که بودن، نتوانم ۶
فیّاض اگر صیقف دیدار نباشد
زآیینة دل زنگ زدودن نتوانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۴ - ز دانش مرا بس، که نام تو دانم
گوهر بعدی:شماره ۵۷۶ - چه افتم که خود آفتفزای خویشتنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.