هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و حسرت خود میگوید، از ضعف و ناتوانی خود در رسیدن به معشوق شکایت میکند، و بیان میکند که حتی اگر تمام دنیا را داشته باشد، باز هم آن را فدای معشوق میکند. او از بینشان بودن راه عشق میگوید و اینکه تلاشهایش بیثمر است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند حسرت و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۵۷۴ - ز دانش مرا بس، که نام تو دانم
ز دانش مرا بس، که نام تو دانم
سوادم همین بس که نام تو خوانم ۱
چرا نالم از ضعف، آن قوّتم بس
که آهی به عمری به پایان رسانم ۲
جز آه شرربار حسرت ثمر کو!
نهالی که در عرصة دل نشانم ۳
مراد دو عالم اگر در کف آید
کف خاک نبود که بر سر فشانم ۴
به آن بینشان کوی کس ره نبردست
عبث قاصد اشک را میدوانم ۵
به گَرد سواران نخواهم رسیدن
درین دشت گلگون چه بر میجهانم ۶
چه پرسی ز من حال فیّاض بیدل
تو دادی به صحرا سرش، من چه دانم؟ ۷
سوادم همین بس که نام تو خوانم ۱
چرا نالم از ضعف، آن قوّتم بس
که آهی به عمری به پایان رسانم ۲
جز آه شرربار حسرت ثمر کو!
نهالی که در عرصة دل نشانم ۳
مراد دو عالم اگر در کف آید
کف خاک نبود که بر سر فشانم ۴
به آن بینشان کوی کس ره نبردست
عبث قاصد اشک را میدوانم ۵
به گَرد سواران نخواهم رسیدن
درین دشت گلگون چه بر میجهانم ۶
چه پرسی ز من حال فیّاض بیدل
تو دادی به صحرا سرش، من چه دانم؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۳ - طوطی شکرخایم نیشکر نمیدانم
گوهر بعدی:شماره ۵۷۵ - جا در دل پاک تو نمودن نتوانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.