هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق یار خود میگوید و بیان میکند که یاد او باعث شادی و غم او میشود. او از نبود معشوق رنج میبرد و دنیا را با یاد او زیبا میبیند. شاعر از سختیهای عشق و ناامیدیهایش سخن میگوید، اما در نهایت با امید به وصال یار، مشکلات را آسان میپندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۹۰ - چون به یاد زلف او زلف غم افشان میکنم
چون به یاد زلف او زلف غم افشان میکنم
میکشم آهیّ و عالم را پریشان میکنم ۱
گلستان بیروی او بر من جهنم میشود
من که دوزخ را به یاد او گلستان میکنم ۲
دامن وصلش اگر در کف نباشد یک نفس
با گریبان دست را دست و گریبان میکنم ۳
میشوم از بس بلاگردان نخل قامتش
در میان جلوه نازش را پریشان میکنم ۴
تا نیابم لذّت گفتار او را هم ز رشک
گوش را هم بعد ازین چون دیده حیران میکنم ۵
دردمندم چون روا داری نمیدانم ز خویش
من که درد عالمی را از تو درمان میکنم ۶
کام فیّاض از تو گر دشوار باشد غم مدار
میشوم نومید و دشوار تو آسان میکنم ۷
میکشم آهیّ و عالم را پریشان میکنم ۱
گلستان بیروی او بر من جهنم میشود
من که دوزخ را به یاد او گلستان میکنم ۲
دامن وصلش اگر در کف نباشد یک نفس
با گریبان دست را دست و گریبان میکنم ۳
میشوم از بس بلاگردان نخل قامتش
در میان جلوه نازش را پریشان میکنم ۴
تا نیابم لذّت گفتار او را هم ز رشک
گوش را هم بعد ازین چون دیده حیران میکنم ۵
دردمندم چون روا داری نمیدانم ز خویش
من که درد عالمی را از تو درمان میکنم ۶
کام فیّاض از تو گر دشوار باشد غم مدار
میشوم نومید و دشوار تو آسان میکنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۹ - آینهام خیال تو تصویر میکنم
گوهر بعدی:شماره ۵۹۱ - حال خود را خراب میبینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.