هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی سخن میگوید و حالتی از سرگشتگی و اشتیاق را بیان میکند. او با تصاویر شاعرانه مانند آب تیغ، مرغ دل کبابشده، و ذرهای که آفتاب میبیند، احساسات خود را توصیف میکند. همچنین، از پاسخهایی که از معشوق دریافت میکند، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه مانند «آب تیغ» و «مرغ دل کبابشده» نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۵۹۱ - حال خود را خراب میبینم
حال خود را خراب میبینم
مرغ دل را کباب میبینم ۱
تا دَمِ آبِ تیغ او خوردم
بحرها را سراب میبینم ۲
مردمیهای چشم او بگذشت
دگر آنها به خواب میبینم ۳
بسکه سرگشتهام به یاد رخت
ذرّه را آفتاب میبینم ۴
هر سؤالی که داشتم فیّاض
از لب او جواب میبینم ۵
مرغ دل را کباب میبینم ۱
تا دَمِ آبِ تیغ او خوردم
بحرها را سراب میبینم ۲
مردمیهای چشم او بگذشت
دگر آنها به خواب میبینم ۳
بسکه سرگشتهام به یاد رخت
ذرّه را آفتاب میبینم ۴
هر سؤالی که داشتم فیّاض
از لب او جواب میبینم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۰ - چون به یاد زلف او زلف غم افشان میکنم
گوهر بعدی:شماره ۵۹۲ - ز گرمی دستگاه اهل عالم تنگ میبینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.