هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر حالتی از انتظار، شیدایی و اشتیاق به معشوق است. شاعر خود را پروانهای میداند که دور آتش نشسته و عمری را در فراق معشوق سپری کرده است. با وجود رنج و سختی، این انتظار برایش شیرین و خوشایند است. شعر همچنین به مفاهیمی مانند عشق الهی، صبر و تسلیم در برابر تقدیر اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۶۰۳ - عمریست تا جدا ز تو مهوش نشستهایم
عمریست تا جدا ز تو مهوش نشستهایم
پروانهایم و دور ز آتش نشستهایم ۱
با آنکه عیش از دل ما نسخه میبرد
دایم چو زلف یار مشوّش نشستهایم ۲
در انتظار سرمة گردی از آن سوار
عمریست چشم بر ره ابرش نشستهایم ۳
فارغ نشد رقیب ز خمیازه چون کمان
تا ما به پهلوی تو چو ترکش نشستهایم ۴
ای زاهد از شکفتگی ما عجب مدار
عمری چون نشئه با می بیغش نشستهایم ۵
چون داغ لاله بیغم عشق پریرخان
افسردهایم اگرچه در آتش نشستهایم ۶
فیّاض غم مدار که هر چند پیش دوست
در خون نشستهایم ولی خوش نشستهایم ۷
پروانهایم و دور ز آتش نشستهایم ۱
با آنکه عیش از دل ما نسخه میبرد
دایم چو زلف یار مشوّش نشستهایم ۲
در انتظار سرمة گردی از آن سوار
عمریست چشم بر ره ابرش نشستهایم ۳
فارغ نشد رقیب ز خمیازه چون کمان
تا ما به پهلوی تو چو ترکش نشستهایم ۴
ای زاهد از شکفتگی ما عجب مدار
عمری چون نشئه با می بیغش نشستهایم ۵
چون داغ لاله بیغم عشق پریرخان
افسردهایم اگرچه در آتش نشستهایم ۶
فیّاض غم مدار که هر چند پیش دوست
در خون نشستهایم ولی خوش نشستهایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۲ - خود را به ناز آن بت طنّاز دادهایم
گوهر بعدی:شماره ۶۰۴ - شب در نظارة رخش ابرام کردهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.