هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و نگاه به معشوق سخن میگوید. او از پریشانی و بیقراری خود مینالد و آرزو میکند که بتواند آرامش را در نگاه به معشوق بیابد. همچنین، اشارهای به رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به حقیقت درون دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۶۴۱ - میشد از طَرة او کام دل آسان دیدن
میشد از طَرة او کام دل آسان دیدن
میتوانستی اگر خواب پریشان دیدن ۱
ما گذشتیم ز فکر سر و سامان چه کنیم
نتوان زلف ترا بی سرو سامان دیدن! ۲
زدهای دستة گل بر سرو داغم چه کنم
بار بر خاطر دستار تو نتوان دیدن ۳
غم ایّام چه بودی همه با من بودی
که پریشان بودن به که پریشان دیدن ۴
پاک شو از همه خواهش که توانی فیّاض
هر چه خواهی همه در آینة جان دیدن ۵
میتوانستی اگر خواب پریشان دیدن ۱
ما گذشتیم ز فکر سر و سامان چه کنیم
نتوان زلف ترا بی سرو سامان دیدن! ۲
زدهای دستة گل بر سرو داغم چه کنم
بار بر خاطر دستار تو نتوان دیدن ۳
غم ایّام چه بودی همه با من بودی
که پریشان بودن به که پریشان دیدن ۴
پاک شو از همه خواهش که توانی فیّاض
هر چه خواهی همه در آینة جان دیدن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۰ - چه پای بستة تدبیرم بایدم بودن
گوهر بعدی:شماره ۶۴۲ - نه تنها در چمن از زوی گل گل میتوان چیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.