هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و پراحساس، بیانگر درد و رنج شاعر از عشق نافرجام و بیقراری اوست. شاعر از اسکندر و آیینهٔ اسکندری به عنوان نمادهایی برای عقل و هنر یاد میکند، اما خود را در غبار عشق گمشده میبیند. او از آتش عشق میسوزد و از ترس آنکه آه و دودش جهان را فراگیرد، هراسان است. عشق در این شعر به عنوان نیرویی یکسانکنندهٔ وجود و نیستی توصیف میشود و شاعر بیطاقتی و بیقراری را جزئی جداییناپذیر از عشق میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۴۷ - اسکندرم دستور من عقل هنر فرسود من
اسکندرم دستور من عقل هنر فرسود من
آیینة اسکندری جان غبارآلود من ۱
تا کی نهد بر آتشم چون عود و من دم در کشم
ترسم بگیرد چرخ را یک باره آه و دود من ۲
تا از غبار کوی او آرایش خود کردهام
خورشید حسرت میبرد بر روی گردآلود من ۳
دلّاک هستی نرخ من چندان که میگیرد بلند
عشق تو یکسان میخرد بود من و نابود من ۴
رامند وحش و طیر اگر بر صوت داودی چرا
رم میکند وحشیّ من از نغمة داود من! ۵
عشقست و در عالم همین بیتابی و بیطاقتی
طاقت، زیان گر میشود در عاشقیها، وسد من ۶
آیینة اسکندری جان غبارآلود من ۱
تا کی نهد بر آتشم چون عود و من دم در کشم
ترسم بگیرد چرخ را یک باره آه و دود من ۲
تا از غبار کوی او آرایش خود کردهام
خورشید حسرت میبرد بر روی گردآلود من ۳
دلّاک هستی نرخ من چندان که میگیرد بلند
عشق تو یکسان میخرد بود من و نابود من ۴
رامند وحش و طیر اگر بر صوت داودی چرا
رم میکند وحشیّ من از نغمة داود من! ۵
عشقست و در عالم همین بیتابی و بیطاقتی
طاقت، زیان گر میشود در عاشقیها، وسد من ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۶ - بعد ازین ای دل تلاش مهر هر ناکس مکن
گوهر بعدی:شماره ۶۴۸ - نمیگردد مگر، در صیدگاه دل شکار من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.