هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد دل و تنهایی خود میگوید و بیان میکند که تنها یک نفر (معشوق) قادر به درک و درمان دردهای اوست. او از بیوفایی دیگران و ناتوانی آنها در درک احساساتش شکایت میکند و از این که کسی قدر محبتهای او را نمیداند، ناراحت است. شمع و اخگر به عنوان نمادهایی از فداکاری و سوختن در راه عشق به کار رفتهاند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۸۴ - من گرفتم درد دل غیر از توام داند کسی
من گرفتم درد دل غیر از توام داند کسی
چارة درد دل من جز تو نتواند کسی ۱
دیگرانت مهربان دانند و من نامهربان
آنچه من میدانم از قَدرت نمیداند کسی ۲
تا برون رفتی تو، یاران دست از هم دادهاند
شمع چون برخاست در مجلس نمیماند کسی ۳
دستمزد باغبانِ نخلِ خواهش آبلهست
این چنین نخلی چرا در سینه بنشاند کسی! ۴
همچو اخگر گر نسوزاند وجود خویش را
پس چه خاکستر ندانم بر سر افشاند کسی! ۵
مجلس عیشست و طبع دردمندی نازکست
خاطر آزردة ما را نرنجاند کسی ۶
درد دل پردازی فیّاض را شرمندهام
نامة او را ز بیقدری نمیخواند کسی ۷
چارة درد دل من جز تو نتواند کسی ۱
دیگرانت مهربان دانند و من نامهربان
آنچه من میدانم از قَدرت نمیداند کسی ۲
تا برون رفتی تو، یاران دست از هم دادهاند
شمع چون برخاست در مجلس نمیماند کسی ۳
دستمزد باغبانِ نخلِ خواهش آبلهست
این چنین نخلی چرا در سینه بنشاند کسی! ۴
همچو اخگر گر نسوزاند وجود خویش را
پس چه خاکستر ندانم بر سر افشاند کسی! ۵
مجلس عیشست و طبع دردمندی نازکست
خاطر آزردة ما را نرنجاند کسی ۶
درد دل پردازی فیّاض را شرمندهام
نامة او را ز بیقدری نمیخواند کسی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۳ - عجب عجب که تو عاشق ز بلهوس نشناسی
گوهر بعدی:شماره ۶۸۵ - آنکه من دارم ندارد همچو او دلبر کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.