هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزلی است که در آن شاعر به توصیف معشوق و احساسات خود نسبت به او می‌پردازد. از زیبایی‌های چهره، مو، لب‌ها و چشم‌های معشوق سخن می‌گوید و از عشق و درد ناشی از آن می‌نالد. همچنین، در بخش‌هایی از شعر به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند عدل، تقدیر و قدرت الهی اشاره شده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم فلسفی و استفاده از استعاره‌های ادبی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.

شمارهٔ ۳۷ - وله

ای چهره و لعل تو یکی نور و یکی نار
از نور توام آذر و از نار تو آزار ۱

رخسار تو نوریست که هی نار دهد بر
لب‌های تو ناریست که هی نور دهد بار ۲

ای خط تو چون مور ولی مور دل آشوب
وی زلف تو چون مار ولی مار تن او بار ۳

از مار تو نالان و ضعیفم همه چون مور
وز مور تو پیچان و ذلیلم همه چون مار ۴

تا حسن تو گشته چو صمد شهره به اسلام
تا نقش تو کرده چو صنم جلوه به کفار ۵

زُنار گروهی شده از شوق تو تسبیح
تسبیح فریقی شده از عشق تو زنار ۶

عیسی برد ار علت و بیضا کند ار گرم
لعل و رخت اینگونه نباشد به کردار ۷

بیضا است عذار تو و زلفین تو لرزان
عیسی است لبان تو و چشمان تو بیمار ۸

سبز است اگر سرو و سپید است اگر ماه
در قد تو و خد تو بر عکس بود کار ۹

پرسیم بود سرو تو زان جسم چو زیبق
پر سبزه بود ماه تو زان خط چو زنگار ۱۰

معروف بود روی تو بر لاله خود روی
موصوف بود موی تو بر نافه تاتار ۱۱

گر روی تو شد لاله مرا از چه به دل داغ
ور موی تو شد نافه مرا از چه جهان تار ۱۲

گیرم که بود چشم تو نخجیر به آئین
گیرم که بود زلف تو زنجیر به هنجار ۱۳

گر چشم تو نخجیر منم از چه رمیده
ور زلف تو زنجیر منم ازچه گرفتار ۱۴

از روی توام در رزم دهم پشت به میدان
بی پشت تو در بزم نهم روی به دیوار ۱۵

از روی توام بیم و به پشت توام امید
ادبار تو اقبالم و اقبال تو ادبار ۱۶

صد قوم ز جمعیت خالت به دلی ریش
صد خیل ز سرمستی چشمت به تنی زار ۱۷

گر حال تو شد جمع چه تاوان به پریشان
ور چشم تو شد مست چه تقصیر به هشیار ۱۸

شیرینی و شوری ز نمک خیزد و شکر
وز این دو لب و روی تو شد مختلف آثار ۱۹

روی نمکینت همه ترش است به جلوه
لعل شکرینت همه تلخ است به گفتار ۲۰

ابریست دو زلفت که از او دیده من تر
برقیست دو چهرت که از او کلبه من تار ۲۱

گر زلف تو شد ابر منم از چه مطر ریز
ور چهر تو شد برق منم از چه شرر بار ۲۲

تا چند کنی فخر ز ابرو به مه نو
کاین دعوی کم را نسزد شبهه بسیار ۲۳

ابروی تو به از مه نو لیک مه نو
شرمنده ز نعل قرس قدوه ابرار ۲۴

نو باوه عبدالعلی راد محمد
مستوفی ملک ملک و زبده احرار ۲۵

آن صدر قدر قدر که صد همچو مه و بدر
یمن قدم و یسر کفش راست پرستار ۲۶

حشوی ز برات وی و آفاق گران‌سنگ
فردی ز سیاق وی و کونین سبک‌بار ۲۷

لوحیست به نزد قلمش قرصه خورشید
فرشیست به زیر قدمش گنبد دوار ۲۸

خلاق فلک راست کهین بنده مجبور
مخلوق زمین راست مهین خواجه مختار ۲۹

ای مصدر انعام و تکلف که نباشد
در صورت جمع تو به جز خرج پدیدار ۳۰

شد مفرده دفتر اسهام حوادث
از عدل تو من ذلک افنای ستمکار ۳۱

فهرست سدادی تو از آن فکرت نقاد
عنوان صلاحی تو ازآن طبع هشیوار ۳۲

درهندسه حفظ تو اشکال ریاضی
چون نقش صور بر فلک آینه کردار ۳۳

بر خوان تو همرنگ چه مملوک و چه مالک
با برتو همسنگ چه قطمیر و چه قنطار ۳۴

خود یزد چه باشد نبود گر چو تواش میر
خود چیست صدف گر ندهد لؤلؤ شهوار ۳۵

میرا تو گهرسنج و خردمندی و دانی
کامروز چو جیحون نزند کس دم از اشعار ۳۶

لیکن من از این نام ندیدم به جز از ننگ
چون بخت بخوابد چه کند دیده بیدار ۳۷

تا بر ز بر قامت ترکان شکر لب
شیرین بود آن پشت به خم طره طراّر ۳۸

احباب تو بر تخت نعم باد سرافراز
اعدای تو از دار نقم باد نگون‌سار ۳۹
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۳۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۶ - مطلع ثانی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۸ - وله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.