هوش مصنوعی:
خجسته سیامک پسر هوشنگ را داشت که نزد نیایش پرورش یافته بود. هوشنگ فردی باهوش و فرهیخته بود و نیایش او را به جای پسر خود میدید. هنگامی که نیایش تصمیم به جنگ گرفت، هوشنگ را به عنوان پیشرو و سالار جدید انتخاب کرد. هوشنگ با شجاعت و مهارت، دیوها و درندگان را شکست داد و سرانجام نیایش درگذشت و هوشنگ به جای او نشست. متن به پایان عمر و ناپایداری جهان اشاره میکند.
رده سنی:
12+
این متن از شاهنامه فردوسی است و شامل مفاهیم حماسی و اساطیری است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال پیچیده باشد. همچنین، صحنههای جنگ و خشونت در متن وجود دارد که برای سنین پایینتر مناسب نیست.
بخش ۲ - خجسته سیامک یکی پور داشت
خجسته سیامک یکی پور داشت
که نزد نیا جاه دستور داشت ۱
گرانمایه را نام هوشنگ بود
تو گفتی همه هوش و فرهنگ بود ۲
به نزد نیا یادگار پدر
نیا پروریده مراو را به بر ۳
نیایش به جای پسر داشتی
جز او بر کسی چشم نگماشتی ۴
چو بنهاد دل کینه و جنگ را
بخواند آن گرانمایه هوشنگ را ۵
همه گفتنیها بدو بازگفت
همه رازها بر گشاد از نهفت ۶
که من لشکری کرد خواهم همی
خروشی برآورد خواهم همی ۷
ترا بود باید همی پیشرو
که من رفتنیام تو سالار نو ۸
پری و پلنگ انجمن کرد و شیر
ز درندگان گرگ و ببر دلیر ۹
سپاهی دد و دام و مرغ و پری
سپهدار پرکین و کندآوری ۱۰
پس پشت لشکر کیومرث شاه
نبیره به پیش اندرون با سپاه ۱۱
بیامد سیه دیو با ترس و باک
همی به آسمان بر پراگند خاک ۱۲
ز هرای درندگان چنگ دیو
شده سست از خشم کیهان خدیو ۱۳
به هم برشکستند هردو گروه
شدند از دد و دام دیوان ستوه ۱۴
بیازید هوشنگ چون شیر چنگ
جهان کرد بر دیو نستوه تنگ ۱۵
کشیدش سراپای یکسر دوال
سپهبد برید آن سر بیهمال ۱۶
به پای اندر افگند و بسپرد خوار
دریده برو چرم و برگشته کار ۱۷
چو آمد مر آن کینه را خواستار
سرآمد کیومرث را روزگار ۱۸
برفت و جهان مردری ماند ازوی
نگر تا کرا نزد او آبروی ۱۹
جهان فریبنده را گرد کرد
ره سود بنمود و خود مایه خورد ۲۰
جهان سربهسر چو فسانست و بس
نماند بد و نیک بر هیچکس ۲۱
که نزد نیا جاه دستور داشت ۱
گرانمایه را نام هوشنگ بود
تو گفتی همه هوش و فرهنگ بود ۲
به نزد نیا یادگار پدر
نیا پروریده مراو را به بر ۳
نیایش به جای پسر داشتی
جز او بر کسی چشم نگماشتی ۴
چو بنهاد دل کینه و جنگ را
بخواند آن گرانمایه هوشنگ را ۵
همه گفتنیها بدو بازگفت
همه رازها بر گشاد از نهفت ۶
که من لشکری کرد خواهم همی
خروشی برآورد خواهم همی ۷
ترا بود باید همی پیشرو
که من رفتنیام تو سالار نو ۸
پری و پلنگ انجمن کرد و شیر
ز درندگان گرگ و ببر دلیر ۹
سپاهی دد و دام و مرغ و پری
سپهدار پرکین و کندآوری ۱۰
پس پشت لشکر کیومرث شاه
نبیره به پیش اندرون با سپاه ۱۱
بیامد سیه دیو با ترس و باک
همی به آسمان بر پراگند خاک ۱۲
ز هرای درندگان چنگ دیو
شده سست از خشم کیهان خدیو ۱۳
به هم برشکستند هردو گروه
شدند از دد و دام دیوان ستوه ۱۴
بیازید هوشنگ چون شیر چنگ
جهان کرد بر دیو نستوه تنگ ۱۵
کشیدش سراپای یکسر دوال
سپهبد برید آن سر بیهمال ۱۶
به پای اندر افگند و بسپرد خوار
دریده برو چرم و برگشته کار ۱۷
چو آمد مر آن کینه را خواستار
سرآمد کیومرث را روزگار ۱۸
برفت و جهان مردری ماند ازوی
نگر تا کرا نزد او آبروی ۱۹
جهان فریبنده را گرد کرد
ره سود بنمود و خود مایه خورد ۲۰
جهان سربهسر چو فسانست و بس
نماند بد و نیک بر هیچکس ۲۱
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۱
۱۰۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱ - سخن گوی دهقان چه گوید نخست
بعدی:هوشنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.