هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای عاشقانه خود سخن میگوید و از یارانش میخواهد که به او فرصت دهند تا با غم و اندوه خود تنها بماند. او از عشق نافرجام و زخمهای دلش میگوید و آرزو میکند که دیگران او را با همان حال رها کنند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربههای زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۲۱۹ - پرسیدن حال دل ریشم بگذارید
پرسیدن حال دل ریشم بگذارید
یک دم به غم و محنت خویشم بگذارید ۱
یاران به میان من و آن مست میایید
گر میکشد آن عربده کیشم بگذارید ۲
روزی که برید از ره این کشته ی عشقش
آنچ از دو سه روز از همه پیشم بگذارید ۳
وحشی صفتم جامهٔ صد پاره بدوزند
چسبیده به زخم دل ریشم بگذارید ۴
یک دم به غم و محنت خویشم بگذارید ۱
یاران به میان من و آن مست میایید
گر میکشد آن عربده کیشم بگذارید ۲
روزی که برید از ره این کشته ی عشقش
آنچ از دو سه روز از همه پیشم بگذارید ۳
وحشی صفتم جامهٔ صد پاره بدوزند
چسبیده به زخم دل ریشم بگذارید ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۵۲۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۸ - چرا ستمگر من با کسی جفا نکند
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰ - آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.