خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و غزل‌گونه است که در آن شاعر از عشق، درد فراق، و زیبایی معشوق سخن می‌گوید. او از ترس ناشی از عشق، جگرخوری‌هایش، و مقایسه‌های زیبایی‌شناختی مانند مقایسه معشوق با پری و شکر استفاده می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی و اجتماعی مانند رونق اسلام در مقابل کفر دارد.

متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند جگرخوری و درد عشق نیاز به درک عمیق‌تری از احساسات انسانی دارد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۸۴ - در غزل است

سرمایه ای است سنگین؛ زلف تو دلبری را
پیرایه«ای است» نیکو چشمت ستمگری را ۱

تا روی تو پری دید؛ از شرم آن نهان شد
از بهر این نبیند؛ هیچ آدمی پری را ۲

از خنده تو شاید؛ گر جوهری بگرید
در در میان شکر؛ کی بود جوهری را ۳

بی خط و عارض تو؛ نشنیده ام که هرگز
رونق بود در اسلام؛ ای دوست کافری را ۴

دل خون شدست ما را از بس جگر که خوردی
حدی است آخر ای جان ؛نیز این جگر خوری را ۵

سر در سر تو خواهم کرد«ن» که شرط این است
بس قیمتی نباشد؛ یاران سرسری را ۶

ترسی که با قوامی؛ عشق تو بس نیاید
ای جان من که باشد در باغ مشتری را ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۳ - در غزل است
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۵ - در غزل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.