هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از جدایی و دوری از معشوق شکایت میکند و از او میخواهد که با دیگران همراه شود. شاعر همچنین از رقیبان و بدحریفان هشدار میدهد و از صبر در برابر دوری معشوق سخن میگوید. در نهایت، شاعر ابراز میکند که در غم نادیدن معشوق صبر خواهد کرد، حتی اگر این صبر دشوار باشد.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۲۴۰ - ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش
ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش ۱
مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکن
بد حریفانند آنها گفتمت هشیار باش ۲
آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبود
از نهال وصل او گو غیر برخوردار باش ۳
گر چه میدانم که دشوار است صبر از روی دوست
چند روزی صبر خواهم کرد گو دشوار باش ۴
صبر خواهم کرد وحشی در غم نادیدنش
من که خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش ۵
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش ۱
مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکن
بد حریفانند آنها گفتمت هشیار باش ۲
آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبود
از نهال وصل او گو غیر برخوردار باش ۳
گر چه میدانم که دشوار است صبر از روی دوست
چند روزی صبر خواهم کرد گو دشوار باش ۴
صبر خواهم کرد وحشی در غم نادیدنش
من که خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۶۷۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۹ - تن اگر نبود ز نزدکان چو شد گو دور باش
گوهر بعدی:غزل ۲۴۱ - روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.