هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و جدایی سخن میگوید. او از نابودی خود در عشق، رازداری و سکوت در برابر معشوق، و انتظار برای وصال او میگوید. شاعر همچنین از تسلیم کامل در برابر معشوق و رضایت او سخن میراند و از غم و اندوه خود در غیاب معشوق شکوه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۴۲ - کردیم نامزد به تو نابود و بود خویش
کردیم نامزد به تو نابود و بود خویش
گشتیم هیچ کارهٔ ملک وجود خویش ۱
غماز در کمین گهرهای راز بود
قفلی زدیم بر در گفت و شنود خویش ۲
من بودم و نمودی و باقی خیال تو
رفتم که پردهای بکشم بر نمود خویش ۳
یک وعده خواهم از تو که گردم در انتظار
حاکم تویی در آمدن دیر و زود خویش ۴
از چشم من به خود نگر و منع کن مرا
بی اختیار اگر نشوی در سجود خویش ۵
گو جان و سر برو، غرض ما رضای تست
حاشا که ما زیان تو خواهیم و سود خویش ۶
بزم نشاط یار کجا وین فغان زار
وحشی نوای مجلس غم کن سرود خویش ۷
گشتیم هیچ کارهٔ ملک وجود خویش ۱
غماز در کمین گهرهای راز بود
قفلی زدیم بر در گفت و شنود خویش ۲
من بودم و نمودی و باقی خیال تو
رفتم که پردهای بکشم بر نمود خویش ۳
یک وعده خواهم از تو که گردم در انتظار
حاکم تویی در آمدن دیر و زود خویش ۴
از چشم من به خود نگر و منع کن مرا
بی اختیار اگر نشوی در سجود خویش ۵
گو جان و سر برو، غرض ما رضای تست
حاشا که ما زیان تو خواهیم و سود خویش ۶
بزم نشاط یار کجا وین فغان زار
وحشی نوای مجلس غم کن سرود خویش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۷۰۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۱ - روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش
گوهر بعدی:غزل ۲۴۳ - در ماندهام به درد دل بی علاج خویش
نظرها و حاشیه ها
۱۴۰۳/۱/۱۰ ۱۷:۳۳
نامزد. [ زَ ] (ن مف مرکب ) (از: نام + زد، زده ). (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). معین . مخصوص .
ناشناس
۱۴۰۲/۱۲/۱۰ ۱۹:۴۱
نامزد در این شعر یعنی چه؟