هوش مصنوعی:
این متن به زیبایی و جذابیت یک شخصیت اشاره دارد که با حرکات و رفتارهایش، دنیا را فریب میدهد و دیگران را مجذوب خود میکند. شاعر از عشق و جذبههای این شخصیت سخن میگوید و وضعیت زمانه را در مواجهه با چنین موجودی توصیف میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۵۲ - بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش
بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش
عذر عتاب گفتن و وعدهٔ وصل دادنش ۱
بود جهان جهان فریب از پی جان مضطرب
آمدن و گذشتن و رفتن و ایستادنش ۲
ناز دماند از زمین، فتنه فشاند از هوا
طرز خرام کردن و پا به زمین نهادنش ۳
جذب محبتش کشد، هست بهانهای و بس
اینهمه تند گشتن و در پی من فتادنش ۴
وحشی اگر چنین بود وضع زمانه بعد ازین
وای بر آن که باید از مادر دهر زادنش ۵
عذر عتاب گفتن و وعدهٔ وصل دادنش ۱
بود جهان جهان فریب از پی جان مضطرب
آمدن و گذشتن و رفتن و ایستادنش ۲
ناز دماند از زمین، فتنه فشاند از هوا
طرز خرام کردن و پا به زمین نهادنش ۳
جذب محبتش کشد، هست بهانهای و بس
اینهمه تند گشتن و در پی من فتادنش ۴
وحشی اگر چنین بود وضع زمانه بعد ازین
وای بر آن که باید از مادر دهر زادنش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۱ - با جوانی چند در عین وفا میبینمش
گوهر بعدی:غزل ۲۵۳ - بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.