هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر با لحنی عاشقانه و دردمندانه از طبیب (معشوق) میخواهد که به او توجه کند و از دوری و بیاعتنایی او شکایت میکند. او از معشوق میخواهد که با ادب و مهربانی به سویش بیاید و از لذتهای زندگی با او بهره ببرد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارهای غیرمستقیم به مصرف شراب (به عنوان نماد) وجود دارد که نیاز به تفسیر دارد.
شماره ۱۴ - ای شمع سوی خانه ی من بی طلب بیا
ای شمع سوی خانه ی من بی طلب بیا
هنگام صبح اگر نتوانی به شب بیا ۱
اسباب عیش بهر تو آماده کرده ام
چون گل گشاده روی تبسم به لب بیا ۲
چین از جبین چو گردن مینا به طاق نه
در دست جام باده به عیش و طرب بیا ۳
رم کرده عقل و هوش ز من ایستاده اند
شوخی مکن به صحبت من با ادب بیا ۴
از سیدای خویش چه پرهیز می کنی
هان ای طبیب سوختم از تاب و تب بیا! ۵
هنگام صبح اگر نتوانی به شب بیا ۱
اسباب عیش بهر تو آماده کرده ام
چون گل گشاده روی تبسم به لب بیا ۲
چین از جبین چو گردن مینا به طاق نه
در دست جام باده به عیش و طرب بیا ۳
رم کرده عقل و هوش ز من ایستاده اند
شوخی مکن به صحبت من با ادب بیا ۴
از سیدای خویش چه پرهیز می کنی
هان ای طبیب سوختم از تاب و تب بیا! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - چشم یارم خواب و سنگین است بیداری مرا
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - ز غنچه دل ما بی خبر بود گل ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.