هوش مصنوعی:
شاعر از ناامیدی و رنجهای زندگی میگوید، از بیعدالتیها و شکستها سخن میگوید و به قناعت و دوری از طمع اشاره میکند. او از تجربیات تلخ خود مانند زندان و تحقیر میگوید و در نهایت به آرامش نسبی پس از کنارهگیری از دنیای پرتلاطم اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان کمسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین اشاره به مفاهیمی مانند زندان، ستم و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۶ - گرفتم گوشهای امروز از درها دویدنها
گرفتم گوشهای امروز از درها دویدنها
کمان حلقه شد پشت عصایم از خمیدنها ۱
چو گل از سفره ارباب دولت خون دل خوردم
نصیب من نشد چون غنچه غیر از لب گزیدنها ۲
قناعت پیشگان لب تر نمیسازند از دریا
نیفتد ماهی تصویر در دام تپیدنها ۳
به یک پرواز کردن در قفس انداختم خود را
بحمدالله که فارغبالم از بیجا پریدنها ۴
نمیسازد گرانپایی طمع را کنده زانو
حریفان را برد در چاه زندان آرمیدنها ۵
ز کار افتاده است انگشتها چون پنجه شانه
شکسته تا به بازو ستم از دامن کشیدنها ۶
ز اهل روزگار ای سیدا نشنیدهام حرفی
گرانی میکند امروز گوشم از شنیدنها ۷
کمان حلقه شد پشت عصایم از خمیدنها ۱
چو گل از سفره ارباب دولت خون دل خوردم
نصیب من نشد چون غنچه غیر از لب گزیدنها ۲
قناعت پیشگان لب تر نمیسازند از دریا
نیفتد ماهی تصویر در دام تپیدنها ۳
به یک پرواز کردن در قفس انداختم خود را
بحمدالله که فارغبالم از بیجا پریدنها ۴
نمیسازد گرانپایی طمع را کنده زانو
حریفان را برد در چاه زندان آرمیدنها ۵
ز کار افتاده است انگشتها چون پنجه شانه
شکسته تا به بازو ستم از دامن کشیدنها ۶
ز اهل روزگار ای سیدا نشنیدهام حرفی
گرانی میکند امروز گوشم از شنیدنها ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵ - ای چمن آرا خزان گشتم بهاری ده مرا
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - ای نگاهت متکای جان به غارت دادهها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.