هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از رهایی از بندهای زمانه و مشکلات زندگی سخن می‌گوید. او از تلاش‌های خود برای رسیدن به معشوق و موانعی که بر سر راهش قرار گرفته، می‌گوید. همچنین، شاعر از ناامیدی و دردهای عاطفی خود صحبت کرده و از معشوق می‌خواهد که اگر دوباره به سوی او بازگردد، با او با مهربانی رفتار کند. در نهایت، شاعر از تحقیر شدن در برابر معشوق و احساس حقارتی که دارد، ابراز ناراحتی می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و دردهای عاطفی نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۲۶۴ - دل باز رست از تو ،ز بند زمانه هم

دل باز رست از تو ،ز بند زمانه هم
در هم شکست بند و در بند خانه هم ۱

برخاست باد شرطه و زورق درست ماند
از موج خیز رستم و دیدم کرانه هم ۲

آن مرغ جغد شیوه که سوی تو می‌پرید
بال و پرش بسوختم و آشیانه هم ۳

گر دیگر از پی تو دوم داد من بده
مهمیز کن سمند و بزن تازیانه هم ۴

وحشی چرا به ننگ نمیری که پیش او
از غیر کمتری ، ز سگ آستانه هم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۸
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۳ - کی تبسم دور از آن شیرین تکلم می‌کنم
گوهر بعدی:غزل ۲۶۵ - تا چند به غمخانهٔ حسرت بنشینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.