هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و درد فراق سخن میگوید. او از موانع راه عشق، نالههای دل و امید به وصل معشوق میسراید. همچنین، از عناصر طبیعت مانند نسیم صبا و گلزار برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۱۲۸ - آمد بهار و غنچه به گلزار جا گرفت
آمد بهار و غنچه به گلزار جا گرفت
زخمی که بود در دل بلبل هوا گرفت ۱
پهلو زند به نافه مشک آستین او
بر دست هر که کاکل آن دلربا گرفت ۲
گفتم روم به کوچه زلفش حیا نماند
امشب سر رهم عسس آشنا گرفت ۳
بر چرخ از کشایش کارم گره فتاد
این دانه عاقبت گلوی آسیا گرفت ۴
خار غمی که بر جگر ما خلیده بود
از پای ما برآمده دامان ما گرفت ۵
ما را ز سیر کوی تو مانع که می شود
کی می توان عنان نسیم صبا گرفت ۶
تا سر بر آستانه شه ماند سیدا
خود را به زیر سایه بال هما گرفت ۷
زخمی که بود در دل بلبل هوا گرفت ۱
پهلو زند به نافه مشک آستین او
بر دست هر که کاکل آن دلربا گرفت ۲
گفتم روم به کوچه زلفش حیا نماند
امشب سر رهم عسس آشنا گرفت ۳
بر چرخ از کشایش کارم گره فتاد
این دانه عاقبت گلوی آسیا گرفت ۴
خار غمی که بر جگر ما خلیده بود
از پای ما برآمده دامان ما گرفت ۵
ما را ز سیر کوی تو مانع که می شود
کی می توان عنان نسیم صبا گرفت ۶
تا سر بر آستانه شه ماند سیدا
خود را به زیر سایه بال هما گرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - کارم ز درد عشق به مردن رسیده است
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۲۹ - قطعه از غزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.