هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و جفای معشوق شکایت میکند و احساس میکند که دیگر طاقت تحمل این شرایط را ندارد. او از نالههایش که به گوش دیگران رسیده و دردهایی که تحمل کرده سخن میگوید. همچنین، اشارهای به امیدواری و شکوفایی دارد، اما در نهایت اعلام میکند که کارش به مردن رسیده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند درد، جفا، و مردن نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۷ - کارم ز درد عشق به مردن رسیده است
کارم ز درد عشق به مردن رسیده است
چاکم ز سینه تا لب دامن رسیده است ۱
ای باد صبحدم قدمی پیشتر گذار
امروز غنچه ام به شکفتن رسیده است ۲
بر کوه اگر نهم کمر کوه بشکند
دردی که از جفای تو بر من رسیده است ۳
ناقوس را گره شده فریاد در گلو
تا ناله ام به گوش برهمن رسیده است ۴
لطفی نمی کند به من آن شوخ سیدا
کارم ازین دیار به رفتن رسیده است ۵
چاکم ز سینه تا لب دامن رسیده است ۱
ای باد صبحدم قدمی پیشتر گذار
امروز غنچه ام به شکفتن رسیده است ۲
بر کوه اگر نهم کمر کوه بشکند
دردی که از جفای تو بر من رسیده است ۳
ناقوس را گره شده فریاد در گلو
تا ناله ام به گوش برهمن رسیده است ۴
لطفی نمی کند به من آن شوخ سیدا
کارم ازین دیار به رفتن رسیده است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - خلعت شادی خزان از قامت گلشن گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - آمد بهار و غنچه به گلزار جا گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.