هوش مصنوعی: این شعر از ظلم‌ها و رنج‌هایی که شاعر از سوی فردی نامسلمان متحمل شده، سخن می‌گوید. او از ویرانی زندگی، عشق نافرجام و دردهای عاطفی می‌نالد و در عین حال، امید به روز جزا دارد. تصاویر شاعرانه مانند گل، شمع، پروانه و سیل، عمق غم و اندوه او را نشان می‌دهد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاطفی عمیق، دردهای روحی و اشارات به ظلم و ناعدالتی است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی تصاویر شاعرانه مانند 'مقراض کردن بال پر پروانه' نیاز به بلوغ فکری برای درک دارند.

شماره ۱۴۷ - فتنه جویی دوش تاراج دل و جان کرد و رفت

فتنه جویی دوش تاراج دل و جان کرد و رفت
خانه ام را آمد و چون سیل ویران کرد و رفت ۱

همچو گل اوراق اجزایم به هم پیوسته بود
چون دم صبح خزان آمد پریشان کرد و رفت ۲

کلبه ام را داد بر باد فنا چون گردباد
دامن خود بر زد و رو در بیابان کرد و رفت ۳

خانه ام بود از وصال او گلستان ارم
خیر باد او به خاک تیره یکسان کرد و رفت ۴

بست بر بازو کمان و گوشه ابرو نمود
سینه را سوراخ ها از خار مژگان کرد و رفت ۵

آمد و بال پر پروانه را مقراض کرد
شمع بزمم را چراغ زیر دامان کرد و رفت ۶

روزگاری داغ او را داشتم در دل نهان
بر سر من آمد و چون گل نمایان کرد و رفت ۷

غنچه وار افگند در اندیشه دور و دراز
جوش سودایش سرم را پر ز سودا کرد و رفت ۸

از غم او شیشه ها کردند ساغر را وداع
آمد و اسباب عیشم را پریشان کرد و رفت ۹

روز محشر دامنش خواهم گرفت ای سیدا
در حق من ظلم ها آن نامسلمان کرد و رفت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - دلبر سوداگر من عزم کابل کرد و رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - دل در برم چو کعبه مقام محمد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.