هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او خود را گدایی حریص توصیف میکند که از شوق دیدار معشوق، حتی پیش از طلوع صبح به انتظار نشسته است. شاعر از بیگناهی خود میگوید و از معشوق میخواهد که او را ببخشد. او حتی حاضر است در روز قیامت به عنوان گواهی بر بیگناهی معشوق حاضر شود.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۶۸ - سحر کجاست که فراش جلوهگاه توام
سحر کجاست که فراش جلوهگاه توام
نشسته بر سر ره دیدهبان راه توام ۱
هنوز خفته چو بخت منند خلق که من
برون دویده ز شوق رخ چو ماه توام ۲
من آن گدای حریصم که صبح نیست هنوز
که ایستاده به دریوزه نگاه توام ۳
مرا تو اول شب راندهای به خواری ومن
سحر خود آمدهام باز و عذر خواه توام ۴
تو بیگناه کشی کن که ایستاده به عذر
به روز عرض جزا حایل گناه توام ۵
اگر به کشتن وحشی گواه میطلبی
مرا طلب به گواهی که من گواه توام ۶
نشسته بر سر ره دیدهبان راه توام ۱
هنوز خفته چو بخت منند خلق که من
برون دویده ز شوق رخ چو ماه توام ۲
من آن گدای حریصم که صبح نیست هنوز
که ایستاده به دریوزه نگاه توام ۳
مرا تو اول شب راندهای به خواری ومن
سحر خود آمدهام باز و عذر خواه توام ۴
تو بیگناه کشی کن که ایستاده به عذر
به روز عرض جزا حایل گناه توام ۵
اگر به کشتن وحشی گواه میطلبی
مرا طلب به گواهی که من گواه توام ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۷۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۷ - هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم
گوهر بعدی:غزل ۲۶۹ - ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.