هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای خود سخن میگوید، از تیغ ناحق، حسرتها، و ناامیدیهایش. او به یاد صید بیگناه، برگ لالهٔ افتاده، و مزرع بیحاصل میافتد و خود را در گرداب سرگردانی میبیند. همچنین از فریب و وعدههای نادرست و مرگی که به آن راضی شده یاد میکند. نالههای جغد و مرغ بیبال و پر نیز او را به یاد منزل و دلش میاندازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ، فریب، و ناامیدی نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۷۸ - مرغ بی بال و پری دیدم دلم آمد به یاد
مرغ بی بال و پری دیدم دلم آمد به یاد
ناله جغدی شنیدم منزلم آمد به یاد ۱
از فریب و وعده های او شدم راضی به مرگ
شب همه شب دست و تیغ قاتلم آمد به یاد ۲
در تلاش بحر چون گرداب سرگردان شدم
حسرت لبهای خشک ساحلم آمد به یاد ۳
سر نزد از کشتزار عمر من غیر از سپند
سوختم چون مزرع بی حاصلم آمد به یاد ۴
سیدا دیدم به خاک افتاده برگ لاله را
تیغ ناحق خورده صید بسملم آمد به یاد ۵
ناله جغدی شنیدم منزلم آمد به یاد ۱
از فریب و وعده های او شدم راضی به مرگ
شب همه شب دست و تیغ قاتلم آمد به یاد ۲
در تلاش بحر چون گرداب سرگردان شدم
حسرت لبهای خشک ساحلم آمد به یاد ۳
سر نزد از کشتزار عمر من غیر از سپند
سوختم چون مزرع بی حاصلم آمد به یاد ۴
سیدا دیدم به خاک افتاده برگ لاله را
تیغ ناحق خورده صید بسملم آمد به یاد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - به سیر گل مگر آن شوخ گلگون پوش می آید
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - غنچه ام آخر چو گل کام به عریانی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.