هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، غم و عشق را در قالب تصاویر شاعرانه و استعاری بیان می‌کند. شاعر از درد هجران، عشق نافرجام، و ناپایداری دنیا سخن می‌گوید و با استفاده از نمادهایی مانند اشک، بیابان بی‌آب، و تیغ، احساسات عمیق انسانی را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و ناپایداری دنیا نیاز به تجربه‌ی زندگی بیشتری دارد.

شماره ۲۵۲ - عالم به چشم مستان چون آب می نماید

عالم به چشم مستان چون آب می نماید
این شوره زار در شب مهتاب می نماید ۱

موی سفید پیران شد تازیانه عمر
بحر از تحرک موج سیماب می نماید ۲

هر کاسه حبابی در بحر ناخدایست
در چشم ناشناور گرداب می نماید ۳

درویش پادشاهی دارد به کلبه خویش
غم بر دل گدایان اسباب می نماید ۴

از عشق غیر نامی در هیچ دل نمانده
این شیر آدمی خوار در خواب می نماید ۵

از اشک زاد راهی بر خویش کن مهیا
دامان این بیابان بی آب می نماید ۶

خطت چو اهل محشر برداشت سر ز بالین
چشمت هنوز خود را در خواب می نماید ۷

هر کس که ابرویت دید آورد سجده شکر
تیغ تو در نظرها محراب می نماید ۸

پهلو به داغ هجران چون سیدا نهادم
در چشم بی بصیرت سنجاب می نماید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۱ - دم صبحی که در میخانه از بهر شراب آید
گوهر بعدی:شماره ۲۵۳ - چند روزی در محبت درد می باید کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.