هوش مصنوعی:
این شعر با تصاویر شاعرانه و استعاری، به موضوعاتی مانند عشق، مرگ، هنر، طبیعت و رنج بشری میپردازد. شاعر از احساسات درونی، جدایی از خود، و تحولات روحی سخن میگوید و با استفاده از نمادهایی مانند لاله، سنگ، دریا، و سرو، مفاهیم عمیقی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی، استعارههای پیچیده و پرداختن به موضوعاتی مانند مرگ و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. درک این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۲۶۹ - قامتش چون از بهار جلوه رعنا می شود
قامتش چون از بهار جلوه رعنا می شود
چون گل خمیازه آغوش نظر وا می شود ۱
گر نسازد زلف آهم را جنون مشاطه گی
در گلوی من نفس زنجیر سودا می شود ۲
از کلاهم گل کند برگ خزان و نوبهار
بر سرم دست مروت شاخ رعنا می شود ۳
شیر می آید برون از کوه بهر کوهکن
روزیی صاحب هنر از سنگ پیدا می شود ۴
می تپد دل در برم چندان که از خود می روم
استخوانهای تن من موج دریا می شود ۵
آدمی را مرگ همعصران کند دانای وقت
سرو هنگام خزان در باغ یکتا می شود ۶
در ملامت ماند شیرین از هلاک کوهکن
عاشق از خود چون رود معشوق رسوا می شود ۷
سیدا آن لاله رو هر جا که منزل می کند
داغ خون آلود من چشم تماشا می شود ۸
چون گل خمیازه آغوش نظر وا می شود ۱
گر نسازد زلف آهم را جنون مشاطه گی
در گلوی من نفس زنجیر سودا می شود ۲
از کلاهم گل کند برگ خزان و نوبهار
بر سرم دست مروت شاخ رعنا می شود ۳
شیر می آید برون از کوه بهر کوهکن
روزیی صاحب هنر از سنگ پیدا می شود ۴
می تپد دل در برم چندان که از خود می روم
استخوانهای تن من موج دریا می شود ۵
آدمی را مرگ همعصران کند دانای وقت
سرو هنگام خزان در باغ یکتا می شود ۶
در ملامت ماند شیرین از هلاک کوهکن
عاشق از خود چون رود معشوق رسوا می شود ۷
سیدا آن لاله رو هر جا که منزل می کند
داغ خون آلود من چشم تماشا می شود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۸ - جهان پر شهد از لبهای خندان تو می گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۷۰ - در رهت چون نقش پا امشب دو چشمم چار بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.