هوش مصنوعی:
این متن به انتقاد از دنیاپرستی و غفلت انسانها از مرگ و حقایق زندگی میپردازد. شاعر از وابستگی مردم به مال و ثروت (مانند قارون) و غفلت از روز مرگ انتقاد میکند. همچنین، او به تغییر احوال و ناامیدی از ثمرههای زندگی اشاره دارد و از خشونت و بیادبی در جامعه سخن میگوید. در نهایت، متن به جنون و آشفتگی در جهان اشاره میکند که حتی سالکان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند خشونت و جنون نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی برای تحلیل دارند.
شماره ۲۹۷ - ترک هستی سالکان در زیر گردن کرده اند
ترک هستی سالکان در زیر گردن کرده اند
رهنوردان کفش تنگ از پای بیرون کرده اند ۱
در بیابان جنون امروز همچون گردباد
خیمه بر پا دوستان بر خاک مجنون کرده اند ۲
دست گلچینان ز گلشن بسته بیرون برده اند
این گروه بی ادب در بوستان خون کرده اند ۳
نیست امید ثمر از نخل های میوه دار
منعمان احوال خود اکنون دگرگون کرده اند ۴
گشته جوی شیر پیش چشم مجنون بحر خون
تا سر خود لاله ها از کوه بیرون کرده اند ۵
می برند اموال خود همراه در زیر زمین
اهل دنیا تکیه بر دیوار قارون کرده اند ۶
سیدا گنجینه داران غافلند از روز مرگ
همچو مار این قوم را گویا که افسون کرده اند ۷
رهنوردان کفش تنگ از پای بیرون کرده اند ۱
در بیابان جنون امروز همچون گردباد
خیمه بر پا دوستان بر خاک مجنون کرده اند ۲
دست گلچینان ز گلشن بسته بیرون برده اند
این گروه بی ادب در بوستان خون کرده اند ۳
نیست امید ثمر از نخل های میوه دار
منعمان احوال خود اکنون دگرگون کرده اند ۴
گشته جوی شیر پیش چشم مجنون بحر خون
تا سر خود لاله ها از کوه بیرون کرده اند ۵
می برند اموال خود همراه در زیر زمین
اهل دنیا تکیه بر دیوار قارون کرده اند ۶
سیدا گنجینه داران غافلند از روز مرگ
همچو مار این قوم را گویا که افسون کرده اند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - تهیدستی چو روی آورد طالع واژگون افتد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - ماه رخسار تو امشب شمع بزم ناله بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.