هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از فراق یار و نبودنش می‌نالد. او از یادبود معشوق، ناله‌ها و اشک‌ریزی‌هایش می‌گوید و از بی‌توجهی و تغافل معشوق شکایت می‌کند. طبیعت و عناصری مانند گل، بلبل، و نسیم به‌عنوان نمادهایی از عشق و اندوه به‌کار رفته‌اند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای ادبی ممکن است برای کودکان قابل‌درک نباشد.

شماره ۳۰۷ - نگاهم بی رخش گردید اشک و غنچه گل شد

نگاهم بی رخش گردید اشک و غنچه گل شد
ز چشمم خار مژگانها پرید و بال بلبل شد ۱

به یاد روی او رفتم به باغ و ناله ها کردم
فغانم شد نسیم صبح و آهم نکهت گل شد ۲

نکرد آن بی ترحم جانب من گوشه چشمی
دریغا تندخوئی های او صرف تغافل شد ۳

به گلشن رفته امشب آن مزلف را دعا کردم
خط او برگ ریحان گشت خالش تخم سنبل شد ۴

حدیث تیره روزی ها بر نقش آنقدر گفتم
که دود شمع امشب بر سر پروانه کاکل شد ۵

به پا زنجیر رفتم بر طواف تربت مجنون
ز اشکم لاله گل کرد و بیابان پر ز سنبل شد ۶

ز درهای کریمان ناامید از بس که برگشتم
به دستم کاسه درویزه گر جام توکل شد ۷

صدای سیدا از همدمان بیرون نمی آید
نسیم از بوستان رفت و چمن خالی ز بلبل شد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۶ - مگو در انجمن مینا ز دست چرخ دون گرید
گوهر بعدی:شماره ۳۰۸ - مرا هر شب تب هجران آن بدخو بسوزاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.