هوش مصنوعی: این متن شعری است که مضامینی مانند گذر عمر، عشق، رضایت به قضا و قدر، و زیبایی‌های طبیعت را در بر می‌گیرد. شاعر از ناپایداری زندگی، اهمیت عشق و زیبایی، و رضایت به آنچه دارد سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تفکرات انتزاعی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۳۲ - پیر گشتیم ز غم یاد جوان ما را بس

پیر گشتیم ز غم یاد جوان ما را بس
دیدن تیر در آغوش کمان ما را بس ۱

قرص خورشید به عیسی نفسان ارزانی
زیر گردون چو مه نو لب نان ما را بس ۲

کار ما نیست در این باغ چو گل خندیدن
آنکه چون غنچه کرم کرد دهان ما را بس ۳

صحبت خم به صراحی و قدح باد عزیز
دیدن روی بزرگان جهان ما را بس ۴

کمر و تاج بود را تبه موج و حباب
کلهی بر سرو مویی به میان ما را بس ۵

چمن از سردیی دی خانه غارت زده شد
گل اگر نیست تماشای خزان ما را بس ۶

آنکه چون تیر ز دلها گذرد مژگانش
خویش را گر دهد از دور نشان ما را بس ۷

از خدا جز سخن نرم نداریم طلب
شمعان شعله آتش به زبان ما را بس ۸

ما چه باشیم که ره در حرم دل یابیم
گر بود جا به صف بی خبران ما را بس ۹

سیدا از سفر عمر کسی آگه نیست
به شتاب آمدن آب روان ما را بس ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - سربلندان جهان را نام احسان است و بس
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - ای که خون کردی دل ما راز چشم ما مپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.