هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای درونی خود میگوید و بیان میکند که چگونه تحمل میکند و با وجود ناملایمات، همچنان مقاومت میکنند. او از تنهایی و بیکسی مینالد و آرزو میکند کسی را داشته باشد تا دردهایش را با او در میان بگذارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۳۵ - با که روشن سازم احوال دل افگار خویش
با که روشن سازم احوال دل افگار خویش
تا یکی چون شمع سوزم بر سر بیمار خویش ۱
بهر آسایش گر از غمخانه سر بیرون کنم
می نهم چون سایه پهلو بر ته دیوار خویش ۲
یوسف من از خریداران کسادی می کشد
بر دکان آتش زنم از سردیی بازار خویش ۳
بر سر من آسیا گردد تحمل می کنم
چون نمی بینم کسی را زیر گردون بار خویش ۴
بر بدن از ناله . . .
. . . را خویش ۵
تا یکی چون شمع سوزم بر سر بیمار خویش ۱
بهر آسایش گر از غمخانه سر بیرون کنم
می نهم چون سایه پهلو بر ته دیوار خویش ۲
یوسف من از خریداران کسادی می کشد
بر دکان آتش زنم از سردیی بازار خویش ۳
بر سر من آسیا گردد تحمل می کنم
چون نمی بینم کسی را زیر گردون بار خویش ۴
بر بدن از ناله . . .
. . . را خویش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۴ - می کنم چون شمع بهر سوختن امداد خویش
گوهر بعدی:شماره ۳۳۶ - زین گلستان سرو قدی را نکردم رام خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.