هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و محبت و جفای معشوق سخن میگوید. او از این که معشوقش به جای وفا، جفا کرده و دلش را شکسته، اظهار تأسف میکند و تصور میکند که اگر معشوق به جای جفا، با لطف و محبت با او رفتار میکرد، چه میشد. شاعر همچنین از بیوفایی و بیرحمی معشوق شکایت میکند و آرزو میکند که ای کاش معشوق او را بهتر درک میکرد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۸۶ - در آغاز محبت گر وفا کردی چه میکردم
در آغاز محبت گر وفا کردی چه میکردم
دل من برده بنیاد جفا کردی چه میکردم ۱
هنوزم مبتلا نا کرده کشت از تیغ استغنا
دلم را گر به لطفی مبتلا کردی چه میکردم ۲
نگار آشنا کش دلبر بیگانه سوز من
مرا با خویشتن گر آشنا کردی چه میکردم ۳
بجز جور و جفا کردی نکرد آن مه بحمداله
اگر بعد از وفا این کارها کردی چه میکردم ۴
شدم آگاه زود از خوی آن بیداد جو وحشی
دلم گر خو به آن شوخ بلا کردی چه میکردم ۵
دل من برده بنیاد جفا کردی چه میکردم ۱
هنوزم مبتلا نا کرده کشت از تیغ استغنا
دلم را گر به لطفی مبتلا کردی چه میکردم ۲
نگار آشنا کش دلبر بیگانه سوز من
مرا با خویشتن گر آشنا کردی چه میکردم ۳
بجز جور و جفا کردی نکرد آن مه بحمداله
اگر بعد از وفا این کارها کردی چه میکردم ۴
شدم آگاه زود از خوی آن بیداد جو وحشی
دلم گر خو به آن شوخ بلا کردی چه میکردم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۲۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۵ - چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۷ - دارد که چون تو پادشهی بندهات شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.