هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است که با تصاویری مانند دیوانگی، پروانههای سوخته و شمع بیپروا، احساسات عمیق و ناامیدی او را نشان میدهد. شاعر از بیتوجهی معشوق و ناکامیهای خود در عشق شکایت دارد و از دست تقدیر و فلک نالیده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و شکایت از تقدیر نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۵۰۶ - دل از خود رفته شوری بر من دیوانه افتاده
دل از خود رفته شوری بر من دیوانه افتاده
به جستجوی این طفل آتشم در خانه افتاده ۱
گذر آن ماهرو را بر من دیوانه افتاده
به پابوسی سرم بر آستان خانه افتاده ۲
کجا آن شمع بی پروا نظر بر حالم اندازد
که دلها در رهش چون مرده پروانه افتاده ۳
ز جوش بوالهوس از کوی او بیرون کنم خود را
که این کشور به دست مردم بیگانه افتاده ۴
به جستجوی زلف او شکسته تا کمر پایم
به دامنگیریش دستم جدا از شانه افتاده ۵
به حرف آشنا هرگز دلش مایل نمی گردد
بتی دارم که طبعش از سخن بیگانه افتاده ۶
فلک ای سیدا هرگز به کام من نمی گردد
ز دست کوته ام عمریست این پیمانه افتاده ۷
به جستجوی این طفل آتشم در خانه افتاده ۱
گذر آن ماهرو را بر من دیوانه افتاده
به پابوسی سرم بر آستان خانه افتاده ۲
کجا آن شمع بی پروا نظر بر حالم اندازد
که دلها در رهش چون مرده پروانه افتاده ۳
ز جوش بوالهوس از کوی او بیرون کنم خود را
که این کشور به دست مردم بیگانه افتاده ۴
به جستجوی زلف او شکسته تا کمر پایم
به دامنگیریش دستم جدا از شانه افتاده ۵
به حرف آشنا هرگز دلش مایل نمی گردد
بتی دارم که طبعش از سخن بیگانه افتاده ۶
فلک ای سیدا هرگز به کام من نمی گردد
ز دست کوته ام عمریست این پیمانه افتاده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۵ - دل همچو اشک بر سر مژگان برآمده
گوهر بعدی:شماره ۵۰۷ - دلبر سوداگرم از شهر کابل آمده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.