هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهایی که عشق و معشوق بر او تحمیل کردهاند شکایت میکند. او از بیوفایی، جفا و ستم معشوق گله میکند و احساس میکند که پس از دادن همه چیز به معشوق، تنها رنج و اندوه برایش باقی مانده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و رنج نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۴۰ - چه کرده ام که مرا همدم بلا کردی
چه کرده ام که مرا همدم بلا کردی
به درد و محنت ایام مبتلا کردی ۱
چنین که رسم تو بیگانه مشربی بودست
چرا ز روز ازل با خود آشنا کردی ۲
به چشم اهل نظر همچو سرمه جایم بود
مرا به خاک برابر چو توتیا کردی ۳
جبین من به کف پای تو حنا می بست
شکسته رنگتر از نقش بوریا کردی ۴
ز انتظار تو در دیده ام نظاره نماند
بیا که چشم مرا کاسه گدا کردی ۵
نشان تیر نگاه تو کرده ام خود را
به غیر من نظر انداختی خطا کردی ۶
سرم بریدی و آویختی چه ظلم است این
دلم ربودی و آتش زدی رها کردی ۷
کرم نمودی و دستم شکستی و بستی
وفا نمودی و بندم ز پا جدا کردی ۸
جفا و جور ستم در جهان همین باشد
از آنچه بود تو بر جان سیدا کردی ۹
به درد و محنت ایام مبتلا کردی ۱
چنین که رسم تو بیگانه مشربی بودست
چرا ز روز ازل با خود آشنا کردی ۲
به چشم اهل نظر همچو سرمه جایم بود
مرا به خاک برابر چو توتیا کردی ۳
جبین من به کف پای تو حنا می بست
شکسته رنگتر از نقش بوریا کردی ۴
ز انتظار تو در دیده ام نظاره نماند
بیا که چشم مرا کاسه گدا کردی ۵
نشان تیر نگاه تو کرده ام خود را
به غیر من نظر انداختی خطا کردی ۶
سرم بریدی و آویختی چه ظلم است این
دلم ربودی و آتش زدی رها کردی ۷
کرم نمودی و دستم شکستی و بستی
وفا نمودی و بندم ز پا جدا کردی ۸
جفا و جور ستم در جهان همین باشد
از آنچه بود تو بر جان سیدا کردی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۹ - ای خوش نگاه رخنه گر جان کیستی
گوهر بعدی:شماره ۵۴۱ - چون غنچه گر به جیب تأمل فرو روی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.