هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر با لحنی غمگین و عاشقانه، از معشوق خود میپرسد که چرا به دیدارش نمیآید. او از دوری معشوق رنج میبرد و با تصاویر زیبایی مانند تشنگی لب، اسیر دام بودن، و چشمهای سفید شده مانند شبنم، احساسات خود را بیان میکند. شعر پر از استعاره و تشبیههای زیبا است و حس انتظار و دلتنگی را به خوبی منتقل میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۵۳ - به سوی کلبه ام ای سیمبر نمی آیی
به سوی کلبه ام ای سیمبر نمی آیی
خبر نکرده چرا بی خبر نمی آیی ۱
ز چشم من شده یی چون پری به شیشه نهان
چه دیده یی که مرا در نظر نمی آیی ۲
ز تشنگی لب من گشته خشک همچو صدف
چرا ز بحر برون چون گهر نمی آیی ۳
اسیر دام تو را نیست قوت پرواز
به دستگیریی این مشت پر نمی آیی ۴
به خانه ای که چو خورشید روی میاری
طلوع تا نکند صبح برنمی آیی ۵
کله شکسته و چون صبح سینه واکرده
کمر گشاده ز موی کمر نمی آیی ۶
به جستجوی تو گردیده سوده پا و سرم
به دیدن من بی پا و سر نمی آیی ۷
به باغ دهر چو شبنم سفید شد چشمم
هنوز ای گل صدبرگ تر نمی آیی ۸
به پرسش دل بیمار سیدای غریب
چرا تو از همه کس پیشتر نمی آیی ۹
خبر نکرده چرا بی خبر نمی آیی ۱
ز چشم من شده یی چون پری به شیشه نهان
چه دیده یی که مرا در نظر نمی آیی ۲
ز تشنگی لب من گشته خشک همچو صدف
چرا ز بحر برون چون گهر نمی آیی ۳
اسیر دام تو را نیست قوت پرواز
به دستگیریی این مشت پر نمی آیی ۴
به خانه ای که چو خورشید روی میاری
طلوع تا نکند صبح برنمی آیی ۵
کله شکسته و چون صبح سینه واکرده
کمر گشاده ز موی کمر نمی آیی ۶
به جستجوی تو گردیده سوده پا و سرم
به دیدن من بی پا و سر نمی آیی ۷
به باغ دهر چو شبنم سفید شد چشمم
هنوز ای گل صدبرگ تر نمی آیی ۸
به پرسش دل بیمار سیدای غریب
چرا تو از همه کس پیشتر نمی آیی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۲ - تا کی ای بلبل به دنبال هنر افتد کسی
گوهر بعدی:شماره ۵۵۴ - چرا به کلبه ام ای دلربا نمی آیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.