هوش مصنوعی:
شاعر از تنهایی و نداشتن همدم شکایت میکند و بیان میکند که آرزوی وصل به معشوق را دارد اما دسترسی به آن ندارد. همچنین از این که معشوق او را درک نمیکند و به او توجهی ندارد، گله میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند تنهایی و شکایت از معشوق نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
غزل ۳۱۹ - یک همدم و همنفس ندارم
یک همدم و همنفس ندارم
میمیرم و هیچ کس ندارم ۱
گویند بگیر دامن وصل
میخواهم و دسترس ندارم ۲
دارم هوس و نمیدهد دست
آن نیست که این هوس ندارم ۳
گفتی گلهای ز ما نداری
دارم گله از تو پس ندارم ۴
وحشی نروم به خواب راحت
تا تکیه به خار و خس ندارم ۵
میمیرم و هیچ کس ندارم ۱
گویند بگیر دامن وصل
میخواهم و دسترس ندارم ۲
دارم هوس و نمیدهد دست
آن نیست که این هوس ندارم ۳
گفتی گلهای ز ما نداری
دارم گله از تو پس ندارم ۴
وحشی نروم به خواب راحت
تا تکیه به خار و خس ندارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۹۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۸ - دل پر حسرت از کوی تو برگردیدم و رفتم
گوهر بعدی:غزل ۳۲۰ - چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.