هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر بیان میکند که اگرچه در ظاهر در میان جمع است، اما در واقع از همه دور و برکنار است. او خود را کلیددار بوستان میداند، اما هیچ رنگی از گل و بویی از یاسمن ندارد. شاعر با اشاره به خار و خس و آتش، بیان میکند که اگر باغبان بوستان حسن باشد، زیباییها را حفظ میکند. او خود را عاشق و مهربان میداند و از مخاطب میخواهد به سخنانش گوش دهد. در پایان، شاعر به مخاطب (گل) میگوید که اگر به گفتههای او عمل کند، نو بهار را برای صد سال تضمین میکند.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد تا بتواند به درستی درک شود.
غزل ۳۲۱ - در بزم وصل اگر چه همین در میان منم
در بزم وصل اگر چه همین در میان منم
چون نیک بنگری ز همه بر کران منم ۱
رنگی ز گل ندارم و بویی ز یاسمن
آری کلیددار در بوستان منم ۲
خار وخس زیاده بر آتش نهاد نیست
گر بوستان حسن ترا باغبان منم ۳
معلوم مهربانی اهل هوس که چیست
بشنو سخن که عاشقم و مهربان منم ۴
ای گل اگر به گفتهٔ وحشی عمل کنی
سد ساله نو بهار خزان را ضمان منم ۵
چون نیک بنگری ز همه بر کران منم ۱
رنگی ز گل ندارم و بویی ز یاسمن
آری کلیددار در بوستان منم ۲
خار وخس زیاده بر آتش نهاد نیست
گر بوستان حسن ترا باغبان منم ۳
معلوم مهربانی اهل هوس که چیست
بشنو سخن که عاشقم و مهربان منم ۴
ای گل اگر به گفتهٔ وحشی عمل کنی
سد ساله نو بهار خزان را ضمان منم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۰ - چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم
گوهر بعدی:غزل ۳۲۲ - به دل دیرین بنایی بود کندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.