هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربه عشق و دلبستگی سخن میگوید. او از تلاش برای بازسازی دل خود و رویارویی با نگاههای فریبنده و خطرناک عشق میگوید. شاعر از خداوند طلب محافظت در برابر آسیبهای عشق میکند و در نهایت، خود را از این دام رها میبیند و دیگری را به جای خود به این مسیر دعوت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۲۲ - به دل دیرین بنایی بود کندم
به دل دیرین بنایی بود کندم
به جای او ز نو طرحی فکندم ۱
خریدارانه چشمی دید سویم
نگفت اما هنوز از چون و چندم ۲
قبولی زان نگه مییابم ای بخت
بسوزان بهر چشم بد سپندم ۳
نگهبانان به سوی فتنه و ناز
فریبم میدهند و میبرندم ۴
ره پر تیغ و تیر غمزه پیش است
خداوندا نگه دار از گزندم ۵
برو وحشی تو صید زلف او باش
که من جای دگر سر در کمندم ۶
به جای او ز نو طرحی فکندم ۱
خریدارانه چشمی دید سویم
نگفت اما هنوز از چون و چندم ۲
قبولی زان نگه مییابم ای بخت
بسوزان بهر چشم بد سپندم ۳
نگهبانان به سوی فتنه و ناز
فریبم میدهند و میبرندم ۴
ره پر تیغ و تیر غمزه پیش است
خداوندا نگه دار از گزندم ۵
برو وحشی تو صید زلف او باش
که من جای دگر سر در کمندم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۱ - در بزم وصل اگر چه همین در میان منم
گوهر بعدی:غزل ۳۲۳ - به استغنات میرم سرو استغنا بلند من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.