هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و دوری از معشوق سخن می‌گوید. او از حسرت و آوارگی خود می‌گوید و از عشق می‌خواهد که به او بال و پر دهد تا به سوی معشوق پرواز کند. همچنین، از بخت بد خود شکایت کرده و آرزو می‌کند که در کوی معشوق زندانی شود. او از تیرهای غم و اندوه می‌ترسد و از عشق می‌خواهد که او را از این تیرها دور نگه دارد.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۳۴۵ - ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن

ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن
به تقصیر عنایت یک تبسم عذر خواهم کن ۱

ره آوارگی در پیش و از پی دیدهٔ حسرت
وداعی نام نه این را و چشمی بر نگاهم کن ۲

ز کوی او که کار پاسبان کعبه می‌کردم
خدایا بی ضرورت گر روم سنگ سیاهم کن ۳

بخوان ای عشق افسونی و آن افسون بدم بر من
مرا بال و پری ده مرغ آن پرواز گاهم کن ۴

به کنعانم مبر ای بخت من یوسف نمی‌خواهم
ببرآنجا که کوی اوست در زندان و چاهم کن ۵

ز سد فرسنگ از پشت حریفان جسته پیکانم
مرو نزدیک او وحشی حذر از تیر آهم کن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۶۱۴
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۴ - می‌یابم از خود حسرتی باز از فراق کیست این
گوهر بعدی:غزل ۳۴۶ - ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.