هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و عاشقی است که با درد و رنج همراه است. شاعر از عشق به عنوان یک تجربه عمیق و گاه دردناک یاد میکند که مانند شکار کبوتر توسط عقاب، دل را به خون میکشد. او همچنین از بیفایده بودن دانش در برابر عشق سخن میگوید و توصیه میکند که به جای درس دانش، از کتاب عشق درس بگیریم.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۳۸۱ - چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی
نه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی ۱
ته پای جان شکاری دل من به خون زند پر
چو کبوتری که افتد به تصرف عقابی ۲
چو منش رکاب بوسم چه سبک عنان سواری
چو به غیر همعنان شد چو بلا گران رکابی ۳
همه خرقهٔ صلاحم شده خارخار و گل گل
ز میی که داغ آن می نرود به هیچ بابی ۴
بگذار درس دانش که نهایتی ندارد
ز کتاب عشق وحشی بنویس یک دو بابی ۵
نه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی ۱
ته پای جان شکاری دل من به خون زند پر
چو کبوتری که افتد به تصرف عقابی ۲
چو منش رکاب بوسم چه سبک عنان سواری
چو به غیر همعنان شد چو بلا گران رکابی ۳
همه خرقهٔ صلاحم شده خارخار و گل گل
ز میی که داغ آن می نرود به هیچ بابی ۴
بگذار درس دانش که نهایتی ندارد
ز کتاب عشق وحشی بنویس یک دو بابی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۹۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۰ - جایی روم که جنس وفا را خرد کسی
گوهر بعدی:غزل ۳۸۲ - چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.